|
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش ميكند را هم خوش بو ميكند |
پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش شب و از قصه جدا کن چکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های آخر من ************ اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالیه نفسهام خط بکش رو باور من زیر سایه بون دستهات خواب سبز رازقی باش عاشق همشیگی باش خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی باش ************ پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش شب و از قصه جدا کن چکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های آخر من ************ من پر از حرف سکوتم خالیم رو به سقوطم بی تو و آبی عشقت تشنه ام کویر لوتم نمیخوام آشفته باشم آرزوی خفته باشم تو نذار آخر قصه حرفم رو نگفته باشم ************ پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش شب و از قصه جدا کن چکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های آخر من ************ پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش اگه میخوای آهنگ رو گوش بدی اینجا رو کلیک کن 
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهرورزیدن چه حاصل از وفاکردن
مرالایق بدانی یا ندانی دوستت دارم
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/03ساعت 12:44 PM توسط ...:::مختار:::... |